تغییر خودگویی برای موفقیت در کارآفرینی
نمی توانم حلش کنم برای هر مسئله ای، راه حلی وجود دارد.
اگر سخت تر کار کنم، نتایج بهتری می گیرم. موفقیت وقتی رخ می دهد که کارم برایم جذاب و لذت بخش باشد.
از دیگران خیلی عقب هستم به سبک و سیاق و با سرعت منحصر به فرد خودم در حال رشد کردن هستم.
خیلی از اقدام کردن می ترسم ترسم به معنی این است که در حال کار کردن بر روی یک چیز بزرگ هستم.
اگر خراب کنم چه؟ اگر شکست بخورم چه؟ شکست در مسیر موفقیت، یعنی پیشرفت.
اگر مشتری ها یا دیگران نه بگویند چه کنم؟ مخاطبی که مناسبم است، بله می گوید.
فروش سخت است. من به انتخاب مشتریانم احترام می گذارم و اعتماد می کنم.
تجربه کافی ندارم. می توانم مهارت های قبلی ام را افزایش دهم.
حتما قرار است اشتباهات زیادی داشته باشم. می توانم با اعتماد به خودم، هنگام افتادن، به جلو بیفتم.
چه کسی به حرف من گوش می دهد؟ کسی من را آدم حساب نمی کند. من قادر به دریافت احترام هستم.
نمی توانم تقاضای پول بیشتری کنم. می دانم ارزش کارم چقدر است. قدرش را می دانم.
نمی توانم تقاضای ترفیع شغلی کنم. میتوانم اثبات کنم که لایق ترفیع هستم.
هر بارکه شکست می خورم، می خواهم کل کسب و کارم را بیخیال شوم. درسهای زیادی هست که می توانم از شکست هایم یاد بگیرم.
نمی دانم چقد دیگر می توانم مورد انتقاد قرار گیرم. تحمل ندارم. بازخوردی که در حال حاضر می گیرم، منبع بسیار مفیدی برای رشدم است.

یادمان باشد، کارآفرین بودن، مدیر کسب و کار بودن، و آزاد کار کردن، به معنای این نیست که از درگیری های احساسی و ذهنی بدور هستیم. این افکار و شک ها، کاملا طبیعی هستند. درد مشترکیست که همگی در تجربه آن شریکیم. مهم این است که بتوانیم آنها را به درستی مدیریت کنیم تا با انگیزه بمانیم و ادامه دهیم.
موفق باشید.
شادا کوشا