کسب و کار الکترونیک، اعتبار، شهرت و آبرو

از بیزینس آنلاین میترسم

کسب و کار الکترونیک، اعتبار، شهرت و آبرو

در این چند وقت که بعنوان مشاور کسب و کار الکترونیک در خدمت عزیزان بودم، با انواع و اقسام چالش ها، موانع، گله ها و ترسهای مراجعانم آشنا شدم. اما از جالب توجه ترین و عمومی ترین آنها، چالش های مشابهی بود که همگی به کلمه "آبرو" خلاصه می شد. تا حدی که می توان آن را کاتاژلوفوبیا (Katagelophoia) نامید. "اگر اینکار را بکنم آبرویم می رود" "نکند نشود و آبرویم برود" "نکند فلانی ببیند و آبرویم برود" ... بنابراین در مورد وجه اشتراک آنها بیشتر تامل کردم و بنظرم رسید می تواند موضوع مناسبی برای نوشتن و در میان گذاشتن با شما عزیزان باشد. شاید "آبرو"، واژه کلیدی و تکرار شونده ذهن شما هم باشد. وسواسی که نگذارد اقدام کنید یا هنگام اقدام، اضطراب شدیدی ایجاد نماید.

اگر تا بحال به موضوع راه اندازی کسب و کار مجازی فکر نکرده باشید، مقدمه ی ذکر شده برایتان سوال برانگیز است. "مگر می خواهند چه کار کنند که از آبرویشان می ترسند؟" "آیا اقدام شنیع، خلاف عرف یا غیر قانونی انجام می دهند؟" ... خیر. جالبی ماجرا همینجاست.

 

کارآفرینان و فعالین کسب و کار مجازی، گاها از جهت تفاوتی که با کسب و کارهای متعارف و سنتی دارند، معذب هستند.

 

نوع کار، نحوه فرایند کار، نحوه نمایش خود، نحوه معرفی محصولات، تفاوت چشمگیری با مشاغل معمول دارد. آنها از قضاوت دیگران راجع به نوآوری ها و ناشناخته ها واهمه دارند. شاید بپرسید "کسب و کار الکترونیک که جدید نیست. چه نوآوری و تفاوتی؟ همه آن را می شناسند و به آن عادت کرده اند" اما جالب است بدانید که نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای جهان اول نیز، ترس فعالیت در کسب و کار مجازی، همچنان وجود دارد و حتی بدلیل شیوع cancel culture یا فرهنگ  "طرد، لغو، تخریب کردن، مسخره کردن و رد کردن" در بین تازه جوانان، از قبل نیز بیشتر شده است.

در ادامه به برخی از این ترسها می پردازم:

  1. اگر اسمم را در گوگل سرچ کنند، آبرویم می رود. چهره ای که در کسب و کار مجازی حال حاضرم میخواهم بسازم، مقتدرانه، حرفه ای و والامقام است. اما عکسهای فیس بوکی که پانزده سال پیش پست کرده بودم این وجهه را خراب می کند. پروفایلم و مقالاتی که در سرویس های وبلاگدهی، در نوجوانی ساخته ام، کامنت هایی که برای مقالات دیگران گذاشته ام، رزومه هایی که سالها پیش در سایت های آنلاین کاریابی درج کرده بودم، تبلیغاتی که برای مشاغل قبلی ام بعنوان دانشجو، یا فریلنسر یا بازاریاب در سایتهایی مانند ایستگاه و دیوار گذاشته بودم، همگی وجهه ی حال حاضرم را خراب می کند. پسورد ورود به برخی از آنها را ندارم. تعدادشان بیشتر ازآن است که بتوانم کنترلشان کنم. آنچه میخواهم در این کسب و کار از خودم نمایش دهم، متفاوت از آن دوره است. آنموقع ها حرفه ای تر، شادتر، موفق تر بودم (یا نابالغ، بداخلاق، شکست خورده...)
  2. اگر دوستانم متوجه شوند که کسب و کاری مجازی راه انداخته ام، آبرویم می رود. مسخرم می کنند. می گویند تو که کار ثابت درست حسابی! داشتی، چرا آن فرصت خوب را از دست دادی. مردم غذا ندارند و تو غذایت را دور می اندازی! اشتباه نکن. این کارها برای نوجوانهاست. این کارها موقتیست. این کارها سرانجام ندارد.
  3. اگر در آینده بخواهم کسب و کارم را عوض کنم، متوجه شکستم می شوند و آبرویم می رود. "ما که گفتیم فایده ندارد." " از اولش هم مشخص بود نمی شود" "تو که خیلی ذوق داشتی، چه شد پس؟!" "تو که خیلی به کارت اطمینان داشتی، چه شد پس؟". آینده ام در کسب و کار دیجیتالی که می خواهم راه اندازی کنم، نامعلوم است. سعی می کنم خودم را برای احتمالات آماده کنم، مثبت باشم و دست از تلاش برای موفق شدن بر ندارم. اما احتمال شکست یا دیربازدهی وجود دارد. شاید مجبور شوم بخاطر شرایط مالی غیر قابل پیش بینی، کار آنلاینم را رها کنم و سریعا در جایی مشغول شوم که منبع درآمدم شود. در اینصورت بابت هدر دادن منابع، سرمایه اولیه، زمان و انرژی توسط خانواده ام مواخذه خواهم شد. می بایست نان آور می بودم اما خراب کردم.
  4. اگر در آینده بخواهم در جایی استخدام شوم، بابت کسب و کاری که در این مدت داشتم، رزومه ام خراب می شود و آبرویم می رود. زندگیست دیگر. شاید جهت ارتقای شغل و درآمدم، شاید ناشی از اجبار، کارآفرینی را رها کرده و به کارمند شدن روی بیاورم. شاید بابت تجاربی که در کسب و کار الکترونیکی ام کسب خواهم کرد، موقعیت های عالی استخدام در شرکت های معتبر و بزرگ برایم فراهم شود. در آنصورت اگر رزومه کاری ام را بعنوان یک کارآفرین ببیند آبرویم می رود و احتمال استخدامم کم می شود. شرکت ها بدنبال استخدام نیروی متخصص تک بعدی هستند، اما من در کسب و کارم همه کار کردم بدون انکه در یکی از آنها خبره باشم. منشی، بازاریاب، مسئول مطالبات، مذاکره کننده، تولید کننده، فروشنده، پشتیبان، گرافیست، ادیتور، نویسنده. همه هستم و هیچ نیستم. پس استخدامم نمی کنند و آینده ام محدود به همین کسب و کار می شود. این میزان از تعهد ابدی، مرا می ترساند...

ترس از کارآفرینی آنلاین

 

و اما پاسخ این ترسها بصورت خلاصه:

  • اگر شهرت، سابقه و اعتباری که در گذشته در سطح اینترنت از خود ایجاد کرده بودید، در حال حاضر باعث آزار خاطرتان می شود، دو راه دارید:
  1. می توانید براحتی به پشتیان یا صاحب سایت مربوطه که اطلاعات شما را نمایش می دهند، ایمیل بزنید و از آنها درخواست کنید هرچه از شما نمایش می دهند را پاک کنند. بسیاری از سایت های داخلی در این مورد همکاری می کنند. بخصوص اگر اطلاعات موجود را از طریق یک وبسایت واسطه و بدون اجازه مستقیم شما در وبسایت خود گذاشته باشند. تصور کنید ده سال پیش مقاله ای نوشتید و آن را در وبلاگ خود منتشر کرده بودید که سایت دیگری با ذکر نام و مشخصات شما آن را در سایت خود نمایش می دهد. به این سایت پیغام می دهید و با ذکر برخی دلایل صمیمانه از آنها می خواهید که متن شما را پاک کنند. من شخصا این کار را برای مجموعه ای از ویدیوهای آموزشی ام که حدود ده سال پیش منتشر کرده بودم انجام دادم. تقریبا همه وبسایت ها و کانال های تلگرامی که ویدیوهایم را منتشر می کردند پیدا کردم و از آنها خواستم آن ویدیوها را پاک کنند. این پروسه برای شخص من حدود دو ماه طول کشید.
  2. با ایجاد شهرت جدید، سابقه قبلی خود را پوشش دهید. تصور کنید که وقتی نام شما در گوگل جستجو شود، در پنجاه صفحه از سایت های مختلف و شبکه های اجتماعی با سابقه ای که دوست ندارید (شهرت الف)، دیده می شوید. شما باید در حجم انبوه و بصورت فشرده پانصد اعتبار جدید با سابقه ای که دوست دارید (شهرت ب) ایجاد کنید. این عدد صرفا مثال است. هر چه بیشتر بهتر. در هر سایت و شبکه اجتماعی که به دستتان می رسد با شهرت ب، محتواسازی کنید. به این شکل، آن پنجاه صفحه اولیه در بین پانصد صفحه جدید، گم می شود. یا از اعتبار و صحت کمتری برخوردار می شود. تا حدی که اگر اختلاف وجهه شهرت الف با ب خیلی زیاد باشد، این تصور بوجود می آید که شهرت الف، دروغ و جعلی بوده است.

لازم بذکر است که در دنیای امروزه، کمتر کسی به بررسی دقیق شهرت و اعتبار گذشته ی کسی در فضای مجازی می پردازد. به ندرت ممکن است کسی به این حد از وسواس، کارآگاه بازی درآورد.

  • تمسخر دوستانتان ناشی از بدجنسی آنها نیست. میتواند به یکی از این دلایل رخ دهد:
    •  الف: خودشان آرزوی راه اندازی کسب و کار اینترنتی رویایی خود را دارند که به دلیل موانع درونی (ذهنیت کارمندی، ترس، باورنداشتن به خود و توانایی ها...) و بیرونی (منابع اولیه، ساختار و انتظارات خانواده...) تبدیل به حسرت یا به قول آدلر، کامپلکس (گره - عقده) شده است. بنابر این اقدام شما، بازنمایی مجدد امیال و خواسته هاییست که مجبور شدند سرکوب کنند که نتیجتا موجب برانگیختگی احساسات منفی می شود. و این احساسات را بدون اینکه پردازش و تحلیل کنند، به شما پرتاب می کنند. در اینصورت شما می توانید الگوی آنها شوید. می توانید مسیر را هموار کنید، آن را به دوستانتان نشان دهید و برای رسیدن به رویایشان دست شان را بگیرید.
    • ب: احتمال اینکه در مسیر کسب و کارتان سختی ببینید، آنها را می ترساند. یا بخاطر اینکه در عین مهربانی، کنترلگر هستند و تصور میکنند مسئول زندگی دیگرانند، یا به این دلیل که می ترسند در مسیر کارآفرینی آنلاین، آسیب زیادی ببینید. خوب می دانیم که فضای مجازی چقدر می تواند خشن باشد. برخی از افراد چقدر راحت می توانند در پشت یک عکس مخفی شوند و صاحبان کسب و کارهای مجازی را ترور شخصیتی و بی اعتبار کنند. گاهی دوستانمان از این می ترسند که برای این احتمالات، به قدر کافی قوی یا آماده نباشیم. تمسخر دوستانمان، تست کوچکیست که مطمئن شوند آماده ی بازیهای غیر منصفانه ی دنیای مجازی هستیم یا خیر. درینصورت بهتر است از این فرصت استفاده کنیم و با بازخوردی مناسب، خودمان را آماده ی سختی های آتی کنیم.

اما اگر این رفتارها آزارتان می دهد، جامعه خودتان را پیدا کنید. دوستان حال حاضرتان، هرگز زندانی یک پیمان ابدی و ازلی برای حمایت از شما، در قسمت های مختلف زندگی نبوده و نیستند. قرار نیست تحت هر شرایطی در کنارمان باشند و تشویقمان کنند. شما باید دیر یا زود، جامعه ی افراد هم مسیر خود را بیابید. افرادی که مثل شما در مسیر کارآفرینی و مدیریت کسب و کار مجازی باشند. در اینصورت دغدغه ها، ترس ها و چالش ها یکی هستند. احساس تنهایی نمی کنید. بهتر درک می شوید و راحتتر قدم بر می دارید. می توانید از همان استراتژی پوشش، که در نکته قبلی بیان کردم استفاده کنید. اگر پنج نفر از دوستانتان دائما شما و کسب و کارتان را مسخره و نقد می کنند، حداقل پنجاه دوست جدید پیدا کنید که شما را حمایت و تشویق می کنند.

  • مورد چهارم، با وجود ضد و نقیض بودن مسئله، در بین افرادی که کسب و کار الکترونیک راه اندازی می کنند، زیاد دیده می شود و کاملا طبیعیست. بی شک، افرادی که روحیه کارآفرینی دارند (بخصوص سولوپرنور ها) در گروه افراد چند پتانسیلی (scanners, Multipotentialites, renaissance) قرار می گیرند. در مورد این افراد در مقالات بعدی، به تفصیل توضیح خواهم داد. اما کافیست بدانید، سولوپرنور ها معمولا یک علاقه واحد ندارند و نمی توانند داشته باشند. حوزه های بسیاری وجود دارد که برای آنها جذابست و به یادگیری آن می پردازند و در حد یک کارشناس ارشد، آن را به کار می برند. چند پتانسیلی ها علاقه ای به یادگیری بسیار تخصصی، موشکافانه و عمقی یک موضوع ندارند. در حدی که کارشان را راه بندازد یاد میگیرند و آن را به کار می گیرند. در دنیای تخصصی حال حاضر، این ویژگی، چندان مورد پسند نیست. اما آینده را همین افراد می سازند. و این آینده چندان دور نیست. به زودی شرکت ها از تخصص گرایی به کل گرایی روی خواهند آورد. به کسانی نیاز خواهند داشت که بتواند تخصص ها را یکپارچه کند و شکل دهد. کسی که از هر حوزه، چیزی بداند و بتواند آنها را با هم نسبت دهد. در یکی دو دهه اخیر، مفهوم چند پتانسیلی بی آنکه درگیر کلمات و اصطلاحات شود، راه خود را به شرکت های معتبر باز کرده است. برخی از مدیران ارزش کل نگری و چند مهارتی را می دانند. درست است که عنوان آگهی های استخدامشان، یک شغل تخصصیست، اما در عمل، نا امیدانه به دنبال یک چند پتانسیلی می گردند و اگر شما را با رزومه ی کارآفرینی و همه کاره بودنتان ببیند، قطعا با آغوش باز پذیرایتان می شوند. اما اگر چنین نشد چه؟ اگر سازمان مورد نظرتان، مدیریت کسب و کار الکترونیک شما را بعنوان یک ضعف دید، بعنوان فاصله و اختلافی بزرگ بین صنعت و مهارتتان. در اینصورت چه؟ اگر شرکتی چنین طرز فکری داشت، آن شرکت مناسب شما نیست و هرگز نبوده است. بجای اینکه از خود بپرسید چگونه آنها را به استخدام مجاب کنم، بپرسید "اصلا چگونه ممکن است با این روحیه بتوانم برای چنین شرکتی کار کنم؟" شرکتی که ارزش چند پتانسیلی را نمی داند، لایق همکاری با یک چندپتانسیلی نیست. بنابراین درصورتیکه به دلایلی مجبور شدید کسب و کار مجازی خود را رها کنید، به فکر استخدام در شرکتی باشید که بتوانید رزومه ی خود را با افتخار نمایش دهید.

در نهایت بدانید تنها نیستید. یکی از دلایلی که راه اندازی و مدیریت کسب و کار مجازی، سخت است، مدیریت و مرتب ساختن همین افکار و احساسات است.

به امید موفقیت روز افزون. شاد و کوشا باشید.

مشاوره و کوچینگ بیزینس آنلاین

استفاده از مطالب "با ذکر منبع و لینک دهی به این سایت" مجاز است. (درغیر اینصورت غیرقانونی و جرم محسوب می شود)

توضیحات

مهدیه
View User Profile for مهدیه
جمعه 30 تير 1402, 22:15:06
چقدر کامل و قابل تامل،موفق باشی شاداجان♥️
یکشنبه 01 مرداد 1402, 11:11:39

مرسی دوست همیشگی