نوشتن تو دو لیست برعکس
در مورد تاثیر نوشتن لیست کارهای مورد نظر بر موفقیت، رسیدن به هدف، تخلیه افکار و نگرانی ها، نظم دادن به ذهن ورضایت درونی می دانیم. به آن می گوییم "لیست کارهایی که باید انجام شوند". اما آیا تا بحال به نوشتن لیست کارهایی که نباید انجام شوند فکر کرده اید؟
این نحوه لیست نویسی، طرفداران زیادی ندارد. چراکه برخی از جریان های فکری، مخالف استفاده از افعال منفی هستند. و اذعان دارند، استفاده از جملات منفی، تاثیر منفی بر انسان می گذارد. بعنوان مثال از دید این افراد، اگر در نظر داشته باشید رژیم غذایی بگیرید، بجای جمله " نباید قند بخورم" بهتر است جمله "باید خرما بخورم" را استفاده کنید.

اما این نوع طرز فکر، مغز را گیج می کند. یا بقولی " خستگی تصمیم گیری" ایجاد می کند. بهتر است هم نبایدها تعیین شوند هم جایگزین آنها. شما می دانید که نباید قند بخورید و میدانید که بجای آن باید خرما بخورید. اما اگر به نباید اهمیت ندهید، هم قند می خورید هم خرما. و دائما در ذهنتان درگیر می شوید.
نکته مهمی که قبل از پرداختن به نوشتن لیست نبایدها، باید بدانید اینست که اینکار برای افرادی که تازه به دنیای برنامه ریزی، لیست نویسی و پروداکتیویتی وارد شده اند چندان مناسب نیست.
چرا که لازمه آن، تحلیل چند دوره از برنامه های قبلی و نتایج لیست باید هاست.
در واقع شما باید بدانید، چه کارهایی هستند که انجام می دهید ولی اغلب اوقات، به مانعی در مسیر موفقیتان تبدیل می شوند. کارهایی که شما را عقب می اندازد، حواستان را پرت می کند، انرژی غیر ضروری و زیادی از شما می گیرد، ضرر زمانی، سلامتی، کسب و کاری و مالی می زند. و معمولا تکرار می شود!
بله چالش اینجاست که این کارها معمولا تکرار می شوند و به عادتی منفی تبدیل می گردند. هر بار که آن اشتباهات را انجام می دهیم، بلافاصله پشیمان می شویم اما به احتمال زیاد، دفعه بعد باز هم تکرار می کنیم. چرا که عواقب آن را فراموش می کنیم. و یادمان می رود جزو نبایدهای مهم زندگی و کسب و کارمان بوده است.
مراحل استفاده از لیست نبایدها بصورت قدم به قدم عبارتند از:
1- تشخیص کارهای اشتباهی که انجام می دهیم و مانع رسیدن به هدفمان می شود.
اهداف یا عاداتی که قرار بوده آنها در بازه زمانی مشخصی را انجام دهید ولی نتوانستید بموقع به پایان رسانید را مرور می کنید. لیست کارهایی که در آن دوره انجام دادید را نیز بررسی می کنید. چه اشتباهاتی در مسیر انجام دادید که جلوی رسیدن به هدفتان را گرفت؟
بعنوان مثال:
- دوستم در وسط روز کاری به ملاقاتم آمد.
- همکارم برای انجام پروژه اش از من کمک خواست و من کار خودم را متوقف کرده و به انجام کار او پرداختم.
- برای محاسبات مالی کارهایم، حوصله و دقت نظر نداشتم و آن را به تعویق می انداختم.
- اعصابم از دست یکی از مشتری ها خورد شد و تا مدتی تمرکز کار کردن نداشتم.
...

2- مشخص کردن نباید ها، با توجه به مرحله قبل و نوشتن آنها در یک جدول یک هفته ای، یک ماهه یا برای یک بازه زمانی مشخص.
اشتباهاتی که دائما تکرار می شوند و شما را عقب می اندازند را به لیست نباید تبدیل کنید.
بعنوان مثال:
- تلفن دوستان و آشنایان را در حین انجام وظایف کسب و کارم بر ندارم.
- بیش از نیم ساعت پشت سر هم، پای سیستم ننشینم.
- گرسنه نمانم.
- مطالب سوشال مدیاهایم را بدون بررسی دقیق ثانویه، پست نکنم.
- وقتی حوصله ندارم، جواب مشتری را سرسری ندهم و به بعد موکول کنم.
- با مشتریانی که بد اخلاقند گارد نگیرم.
- گیر تله فعالیت داوطلبانه ولی سو استفاده دیگران نیفتم.
- به پروژه های جدید، بدون فکر کردن کامل، بله نگویم.
- حسابداری را به آخر وقت موکول نکنم.
و...
3- تعیین راه حل و راههای جایگزین به جای انجام آن کارها .
- مثلا چه کار کنم که گیر سواستفاده دیگران نیفتم؟
فقط وقتی قبول کنم که بابت آن حق الزحمه دریافت کنم. یا وقت خالی زیادی داشته باشم. بابت انجام کارهای داوطلبانه و رایگان، به کسی تعهد ندهم.
- اگر مشتری بداخلاق تماس گرفت، چگونه رفتار کنم؟
اخلاق حرفه ای را رعایت کنم. با مهربانی برخورد کنم. راه حل مدار، کمکش کنم. از تکنیک طنز و خندیدن استفاده کنم.
- چه کنم که هر نیم ساعت یکبار از پشت میز بلند شوم و استراحت کنم؟
تایمر کامپیوتر را با هر جلسه شروع کار، برای نیم ساعت روشن کنم.
...
4- تیک زدن روزانه لیست نبایدها، درصورتی که به آن پایبند بوده و عمل کردید.
در انتهای هر روز، جلوی کارهای نبایدی که انجام ندادید، تیک یا هر علامت تشویقی دیگری که دوست دارید بزنید. من شخصا برای هر کار، یک ایموجی لبخند می کشم.
5- تحلیل لیست نبایدها و دلیل ناتوانی در متعهد ماندن به آن.
در انتهای بازه زمانی مشخص مثلا یکهفته، لیست نبایدها را بررسی کنید. آیا توانستید به انجام ندادن آنها پایبند باشید. اگر نتوانستید دلیل آن چه بود؟
6- ویرایش لیست و انجام دوباره.
با توجه به پاسخ های مرحله قبل، ویرایش جدید را انجام دهید. اگر توانسته بودید به لیست نبایدها متعهد بمانید، لیست را بهمان شکل برای حداقل چهل روز تکرار کنید تا به عادتی کامل تبدیل شود. اگر بعد از مدتی از ایجاد عادت، دوباره به انجام عادات مخرب برگشتید، قدم ها را تکرار کنید.
بدین ترتیب در مدت کوتاهی می توانید عادات نامناسب خود را ترک کرده و یا در واقع
" به انجام ندادن نبایدهای خود عادت کنید " .
در نظر داشته باشید، برای اینکه دربیزینس خود موفق شوید، باید موانع شخصی را نیز در نظر بگیرید. مانع شما می تواند، عدم تحرک شما باشد، می تواند مشکلات ارتباطی شما با خانواده تان باشد و یا عادات مخربی مانند زیاد فیلم و سریال دیدن یا زیاد در سوشال مدیا چرخیدن باشد. فقط موانع بیزینسی نیستند که چالش های بیزینسی بهمراه می آورند.
لازم بذکر است، کاربرد دیگر این روش برای مواقعیست که بدلیل آشفتگی ذهنی (ناشی از استرس، بیماری های جسمی، رویدادهای ناگهانی و..) نمی دانید چه کارهایی باید انجام دهید. و خودتان را به روزمرگی می سپارید. شعار زندگی تان می شود "هر چه پیش آید خوش آید" . توان فکر کردن به مرتب کردن کارها را ندارید. هر مشتری هر وقت آمد، آمد. نیامد مهم نیست. هر محصولی ساخته شد، ساخته شد، ساخته نشد مهم نیست. شرایطی که در آن تصمیم میگیرید منفعل باشید. در این شرایط، احتمالا یکی از احساسات منفی که تجربه می کنید، ترس است.
ترس از انجام کاری اشتباه که بعدها از آن پشیمان شوید.
یعنی زمانی که بحران تمام شد، از آن کار احساس گناه کنید یا عواقبی ایجاد کند که مابقی زندگیتان را به شکل منفی، تحت تاثیر قرار دهد. بدین منظور، لیست نبایدها را بنویسید و تنها قانونی که در آن دوره رعایت می کنید، تعهد به نباید ها خواهد بود. بعنوان مثال فردی که با عود بیماری مواجه می شود، ممکن است تمام امید خود را به برگشت به کار از دست دهد. تصور کند که دیگر هرگز قادر نخواهد بود، به فعالیت بپردازد. بنابراین در دوره های عود، از کار خود استعفا می دهد یا پل های کسبوکاری که برای موفقیت خود ساخته بود، خراب می کند. در این شرایط، یکی از مواردی که این فرد باید در لیست نبایدها بنویسد استعفا دادن است:
اگر خسته و کلافه شدم، سریع استعفا ندهم.

بدینترتیب برای او مهم نیست در این دوران چه خواهد کرد و نگران چیزی نمی شود. کافیست به همین "نباید" خود متعهد بماند. در این شرایط نیازی نیست که راه حل جایگزین بنویسد. چون باید مسایل را در ساده ترین حالت ممکن نگه دارد و بهتر است با تفکر استراتژیک، خود را خسته نکند. ولی اگر بتواند یادداشت کند بهتر است. مثلا:
راه حل جایگزین: مرخصی بگیرم، کارهایم را سبک کنم، استراحت کنم، از همکاران و دوستان برای اتمام پروژه هایم کمک بگیرم. اگر بیشتر از یکماه طول کشید، دوباره به این گزینه فکر خواهم کرد.
...
در پایان یادآور می شوم، لیست نبایدهای هرکس بنابر شرایطی که دارد، مدام تغییر می کند. بنابراین شما همواره در کنار لیست کارهایی که باید انجام دهید، لیست جدیدی از کارهایی که نباید انجام دهید را نیز در نظر می گیرید.
این تمرین را از همین امروز شروع کنید و اگر تمایل داشتید، نتایج حاصله را با من در میان بگذارید :)
مشتاق پیغامهایتان هستم.
شادا
shadakousha@gmail.com
09201239987 تلگرام و بله