افراد خلاق و موفقیت در کسب و کار
در مقاله قبلی با عنوان " خلاقیت، موهبت یا نفرین " به تعریف خلاقیت از نظر گیلفورد در ساختار هوش پرداختیم. به تفاوت مغز افراد خلاق با افراد غیر خلاق اشاره کردیم و دو چالش اصلی برای موفقیت در کسب و کار، بعنوان یک فرد نوآور و راه حل های آن را نیز توضیح دادیم. در ادامه، به باقی مسائل آنها و راه های جبران آن می پردازیم:
3- استاندارد گریزی
همانطور که اشاره شد، افراد خلاق، ایده هایی به مراتب بیشتر و بهتر از استانداردهای مرسوم و متعارف ارائه می کنند. اما اگر این ویژگی خود را بعنوان مزیتی با ارزش نشناسند، و بدنبال همرنگی با جماعت و پیروی از اصول قدیمی باشند، دائما با شکست مواجه می شوند. این مسئله بخصوص برای نوآورانی که در جوانی خود به سر میبرند، رخ می دهد چرا که
جوانان مبتکر، هنوز تفاوت سازوکار مغز خود را با دیگران نمی شناسند و قدر مدل تفکر واگرای خود را نمی دانند.
این افراد فقط کافیست به خودشان اعتماد کنند و در جعبه قرار نگیرند. اگر عالم و آدم به آنها گفت تنها راه انجام کاری، گذر از نقطه ایکس به ایگرگ است، و این مسیر برایشان، مسیر خوبی به نظر نمی رسد، می بایستی مسیر مورد علاقه خودشان را، خودشان کشف کنند و به اختراع خود احترام بگذارند. چه بسا، بعد از خلق این مسیر، دیگران نیز، زین پس، از همین مسیر عبور کنند.

4- کارشان جدی گرفته نمی شود
دیگران به فرد مبتکری که مشغول خلق محصول و خدمت خود است، به چشم کسی نگاه می کنند که صرفا خودش را سرگرم میکند. تصور می کنند مشغول بازیست، زندگی را جدی نمی گیرد و هدفی جز خوشگذرانی ندارد. وقتی کار نهایی را ارائه می دهد، همگی احساس تعهد می کنند که از آن کار انتقاد کنند. با نگاهی بالا به پایین و کمی تمسخر، ایراد می گیرند و فرض می کنند اجرای یک کار خلاقانه، کاری ساده و کودکانه است.
کافیست تنها برای یکبار، از آنها خواسته شود، خودشان کاری خلاقانه انجام دهند. فقط یکبار تصویر، متن، موسیقی، یا هنر نمایشی خاصی که از آن نقد می کردند را به سبک خودشان انجام دهند. اینجاست که متوجه می شوند، حتی توان شروع یک کار نوآورانه را نیز ندارند. چه برسد به ایده پردازی اولیه، اجرا، جمع و جور کردن و ارائه آن دیگران.
اما عاملی که به این موضوع آتش می زند، رفتاریست که خود افراد خلاق به دیگران نشان می دهند.
پرزنت کردن محصول یا خدماتشان با شک و شبهه، خجالت، ترس، نا امیدی، تواضع و شاید کمی حس ایمپاستر (در مقالات بعدی به آن می پردازیم).
درواقع خاکی بودن افراد خلاق به ضرر آنهاست. بنابراین، افراد خلاق باید
خود را با اعتماد به نفس نشان دهند، پوششی برازنده و شیک داشته باشند و با زبان بدنی محکم و قاطع خود و محصولشان را معرفی کنند. تا به همین شکل جدی گرفته شوند و ارزش کارشان به دیده شک نگریسته نشود
.
5- عدم ثبات بازار
اگر فرد خلاق، بی ثباتی بازار خود را نشناسد، بلافاصله دلسرد می شود. ممکن است در یک دوره خاص، مشتریان بسیاری به او مراجعه کنند و سپس برای مدتها، با بازاری سوت و کور مواجه شود. فرد خلاق باید انعطاف و چابکی لازم را داشته باشد و برای تمام بالا پایین های مالی و تعداد تقاضای مشتریان، آماده باشد.

6- فرسودگی شغلی
هنگامی که بحث پول و گذران زندگی مادی با ارائه کارهایی خلاقانه و نوین، به میان می آید، فرد نوآور، دچار تنش می شود. و دیری نخواهد پایید که از پای درآمده و فرسودگی شغلی به او غلبه می کند. فرد خلاق باید هر روز به خود یادآوری کند که
سوخت محرک ماشین درون او، ارائه کارهای جدید است، نه پول.
او از درون خود به حرکت میفتد نه بابت پول، دستمزد و تشویق دیگران. بنابراین باید بتواند به خلق، ایجاد و تولید نوآورانه، متعهد بماند و بجای تمرکز بر دستمزد و کمیت و اعداد و ارقام، به بهتر کردن کیفیت آنچه خلق می کند بپردازد. بدینترتیب هم می تواند به رسالت خود بپردازد و هم می تواند مشتریان مورد نظر خود را جذب کند. درصورتیکه اگر بخواهد مانند دیگران، بر عائدی و سودآوری متمرکز شود، نه می تواند خلق کند، نه می تواند احساس رضایت درونی داشته باشد و نه می تواند درآمد مطلوب خود را کسب کند.
پس بطور کل، متوجه شدیم مدل کسب و کار فرد خلاق، از ذهنیت گرفته تا نحوه اجرا، کاملا با مدل کسب و کار متعارف، تفاوت دارد. و مانند تمام دوستان خاص دیگر، مهم ترین و بزرگترین راه موفقیتشان اینست که
بجای تلاش برای شبیه شدن به دیگران، ویژگی درخشان مغز خود را بپذیرند و آن را منحصر به فرد نگه دارند.
شاد و کوشا باشید ...
حمایت؟ :)