خلاقیت در محیط کار، موهبت یا نفرین؟
خلاقیت (creativity) از آن دست واژه هاییست که دو معنای متضاد درون خود جای می دهد. گاهی به عنوان تمجید و تشویق و گاهی بعنوان راهی برای نکوهش، تحقیر و دست رد زدن به یک روش حل مسئله خاص استفاده می شود.
اگر در دسته افراد خلاق قرار نمی گیرید، جمله بالا برایتان عجیب است و اگر خلاق هستید، بابت خاطرات بدی که برایتان تداعی شد ناراحتید.
بله متاسفانه خلاق بودن، یک نفرین است!
مگر آنکه " روش های حل مسئله و تفکر غیر خلاقانه" را هم یاد بگیرید. تفکر خلاقانه و غیرخلاقانه را می توان همان تفکر "همگرا" و "واگرا" ی گیلفورد در نظر گرفت. نظریه پرداز بزرگی در زمینه هوش که بخش اعظم مطالعاتش را به عامل "خلاقیت" بعنوان یکی از عوامل تاثیر گذار در سازه هوش پرداخت. از منظر گیلفورد، تفکر همگرا منجر به راه حل درست واحد می شود ولی تفکر واگرا، در جهات مختلف سیر می کند و کمتر تحت تاثیر وقایع ارائه شده قرار می گیرد. بدلیل وجود جهت های گوناگون در این نوع تفکر، راه حل های مختلفی تولید می شود.
اینکه چه کسانی را می تواند در زمره افراد خلاق جای داد، از نظر گیلفورد، به سه ویژگی مربوط به "فکر" بر می گردد.
1- فکری که سیال، جاری و روان است. بر یک نقطه واحد متمرکز نمی ماند و تعداد جواب و عقیده های متفاوتی را بررسی می کند
2- فکری که منعطف است و درصورت تغییر مشکل و یا مطرح شدن آن از بعدی دیگر، می تواند تغییر جهت دهد
3- فکری که می تواند جزییات بیشتری را اضافه و تکمیل کند
4- و فکری که مبتکر است و توانایی ایجاد نوآوری دارد

اما تفکر واگرا، با داشتن چنین قابلیت هایی، چرا محکوم به شکست است؟
موضوع اینست که تفکر واگرا، بجای اینکه منجر به حل مسئله شود، مسئله را پیچیده تر می کند یا حتی مسائل جدید می آفریند.
بنابراین برای حل مسئله ، ناگزیر هستیم از تفکر همگرا نیز استفاده کنیم. چرا که حل مسئله، فعالیتی عینی تر از خلاقیت است و هدف مشخص تری دارد و برخلاف تفکر واگرا، بر واقعیات استوار است . اینجاست که افراد خلاق می بایستی به سرعت شناسایی شوند و طبق روش های مناسب، مهارتهای مورد نیاز را فرا گیرند.
مسئله جالب دیگر اینست که اغلب افرادی که خلاقند، خود را خلاق نمی پندارند و همواره به خلاقیت دیگران و بهتران، غبطه می خورند. درواقع ، این وظیفه دیگران است که آنها را شناسایی کنند، آموزش دهند و استعدادهای کمیابشان را به بالفعل تبدیل نمایند.
با این اوصاف، چگونه افراد خلاق را بشناسیم؟
ویژگیهای زیر را در فرد خلاق میتوان یافت:
1- این افراد همانهایی هستند که وقتی در یک جمع، راجع به یک موضوع خاص، هم نظر هستید، نظری متفاوت ارائه میکنند و موضوع را از زاویه دید دیگری ارائه می دهند.
2- راحت تر می توانند بین تجربیات گوناگون، ارتباط ایجاد کنند و موضوعات را بهم ربط دهند.
3- معمولا برای هر مسئله ای، چندین راه حل ارائه می دهند.
4- نمی توان ذهن آنها را به عرف و رسم و رسوم عادت داد. به راحتی می توانند عقاید پایه ای را زیر سوال برند.
5- ذهن بازی دارند. چرا که می دانند ممکن است عقایدشان و یا زاویه دیدشان اشتباه باشد.
6- مطالب را نیز سریعتر از دیگران می گیرند و درک می کنند.
اما افراد خلاق از نظر ساختار مغزی نیز با دیگران متفاوتند.
اسکن مغزی این افراد نشان داده است که در قسمتی از لوب آهیانه مغزشان (precuneus)، ماده خاکستری بیشتری از افراد دیگر دارند. این قسمت از مغز، با عملکردهای مربوط به تصاویر بصری، ترکیب و تجزیه آن تصاویر در ارتباط است.

نوروساینس هنوز نتوانسته بفهمد کدام یک درست است. اکتسابی بودن خلاقیت یا ذاتی بودن آن. اما خبر خوب اینست که با توجه به قابلیت انعطاف پذیری بالای مغز و نتایج بدست آمده از تصویربرداری و بررسی افراد خلاق، می توان گفت، اگر در یک زمینه تخصصی هنری فعالیت کنیم و متمرکز شویم، می توانیم مغز را به خلاق بودن عادت دهیم.
بهرحال بسیاری از افراد خلاق، خلاقیت خود را یک نفرین می پندارند. شاید چون "مرغ همسایه همیشه غاز است"! افرادی که خلاقیت کمی دارند آرزو می کنند مانند افراد خلاق بودند و می توانستند دنیا را از منظرهای مختلف ببینند و افراد خلاق آرزو می کنند ، می توانستند دنیا را ثابت، واحد و یک شکل ببینند.
لازم است اشاره کنم که افراد خلاق لزوما هنرمند نیستند. فرد خلاق می تواند در زمینه های کاری متفاوتی فعالیت کند و خلاقیت خود را در آن مسیرها بروز دهد. یک نمونه بارز آن، کارآفرینی است . فرد کارآفرین، خلاقیت خود را در محیط صنعت و کسب و کار جاری می کند.
در ادامه برخی از چالش هایی که افراد با مغز خلاق ، در محیط کسب و کار با آن مواجه هستند را ارائه می کنیم:
1- کار کردن طبق برنامه قبلی:
کارکردن طبق برنامه، برای هرکسی چالش است. اما برای هر گروه از افراد، به دلیلی متفاوت رخ می دهد.
برای افراد خلاق، برنامه ریزی یعنی چهارچوب. و چهارچوب یعنی کاملا برعکس روش تفکرشان.
کار خلاقانه یعنی ذهن را آزاد بگذاری تاهر جا که می خواهد برود، پرسه بزند، بچرخد تا ناگهان سر رشته و ایده را بگیرد و آن را شکل دهد.
در واقع اگر از دور رفتار یک فرد خلاق را حین کار کردن مشاهده کنی، متوجه می شوی، نود درصد وقتش را هیچ کاری نمی کند و ناگهان با ده درصد کار کردن، به نتیجه ای شگفت انگیز می رسد. در صورتی که این مشاهده صرفا مشاهده رفتار مشهود است و به درون مغزشان دسترسی ندارد. افراد خلاق، تمام صد در صد زمان را مشغول کار کردن بوده اند، بدون اینکه نمود بیرونی داشته باشد. فکر فکر فکر، پرسه پرسه پرسه، ناگهان چراغی روشن شده، انجام انجام انجام.
به چنین مغزی نمی توانی دستور دهی بین ساعات خاصی کار کند. مثلا از 9 تا 5 بعد از ظهر فقط به کارش فکر کند و از 5 به بعد به کارش فکر نکند! یا بگویی، باید تا قبل از فلان تاریخ، ایده مورد نظر را شکل دهی! زمان ثمربخشی افراد خلاق نیز با دیگران متفاوت است. برخی از آنها، صبح بسیار زود، برخی غروب و شبهنگام به ایده پردازی روی می آورند. و این برای محیط کاری متعارف و سنتی، به معنی خطر تنبل و کم کار خطاب شدن، محسوب می گردد.
افراد خلاق باید به ریتم و سیکل شبانگاهی تولید ایده مغز خود احترام بگذارند و ترجیحا از مشاغل سنتی دوری جویند.
2- پیدا کردن مشتری:
درست است که قسمت بازاریابی هر محصول یا خدماتی می تواند ماهیت خلاقانه داشته باشد. مانند ساخت تبلیغ های خلاقانه و محتوای مبتکرانه. اما بازاریابی در عمل، به این راحتی ها نیست. مذاکره در مورد مبلغ محصول و خدمت، چانه زنی در مورد پول و زمان انجام پروژه، درک خواسته های ذهن کاملا متفاوت مشتری، اعتماد سازی در مشتری و حرفه ای نشان دادن خود، برای اغلب دوستانی که ذهشنان بر تولید ایده و ابتکار تمرکز دارد سخت است.
راه حل مناسب برای غلبه بر این چالش، تکیه کردن بر مشتریان قبلی و امید به تبلیغات دهان به دهان آنهاست.
افراد خلاق باید بجای تمرکز بر مشتری جدید، بر عمیقتر کردن روابط خود با مشتریان قبلی خود تمرکز کنند. تا مشتریان قدیمی، علاوه بر سفارش دوباره، تبدیل به منبع بازاریابی و تبلیغات او شوند و او را به دیگران معرفی نمایند.
اما بطور کل، توصیه می شود افراد خلاق بعد از گذشت مدتی از کسب و کارشان، یک دستیار ساده استخدام کنند و وظایف مربوط به مذاکره، مالی و بطور کل ارتباط به مشتریان را به فردی دیگر واگذار نمایند.
در مطالب بعدی دیگر چالش های افراد خلاق را بررسی خواهیم کرد...
ادامه دارد :)