بسیاری از ما آموختهایم که مسیر بهبودی، لزوما از دل واکاوی مداوم تروماها و رنجهای گذشته میگذرد. اما تحقیقات نوین در علوم اعصاب نشان میدهد که تمرکز صرف بر مشکلات، برای همه افراد نتیجهبخش نیست. زمانی که ما ساعتها درباره رنجهایمان صحبت میکنیم، بدون آنکه استراتژی مشخصی برای تغییر داشته باشیم، ناخواسته در حال تقویت مسیرهای عصبی مربوط به استرس و اضطراب هستیم. اینجاست که سوالی حیاتی مطرح میشود: آیا ما در حال درمان هستیم یا صرفاً در حال تمرین دادن مغز برای درجا زدن در الگوهای منفی؟
در روانشناسی سنتی، هدف، اغلب رسیدن به بینش، نسبت به چرایی رفتارهایمان است. اما روانشناسی مدرن تاکید میکند که دانستن علت زخم، به معنای التیام یافتن آن نیست. مغز ما برای تغییر، به چیزی فراتر از تحلیل نیاز دارد. مغز به عمل و تجربه جدید نیاز دارد. نشخوار فکری (Rumination) در مورد ضعفها، مانند چرخیدن در یک دایره بسته است که انرژی روانی فرد را تحلیل برده و او را در وضعیت بقا (Survival Mode) نگه میدارد، نه وضعیت رشد.

دقیقاً در پاسخ به این خلل علمی بود که رویکرد روانشناسی مثبتگرا به عنوان یک ضرورت مطرح شد. برخلاف تصور عموم، این رویکرد به معنای نادیده گرفتن دردها یا مثبتاندیشی کاذب نیست. روانشناسی مثبتگرا، تمرکز خود را از آنچه در فرد خراب شده (Deficit-based) به سمت آنچه در او سالم مانده و توانمند است (Asset-based) تغییر میدهد. این علم به ما میآموزد که برای از بین بردن افسردگی یا اضطراب، تنها نباید بر کاهش نشانههای بیماری تمرکز کرد، بلکه باید به موازات آن، منابع درونی و تابآوری فرد را تقویت کرد.
جایگاه توانمندیها در بازسازی مغز، وقتی ما بر روی توانمندیهای مشخص(Signature Strengths) خود تمرکز میکنیم، در حال استفاده از خاصیت نوروپلاستیسیستی یا عصبپذیری (Neuroplasticity) مغز هستیم. تمرکز بر تواناییها به جای ضعفها، باعث ترشح انتقالدهندههای عصبی میشود که به مغز اجازه میدهد منعطفتر عمل کند. این رویکرد، مغز را از الگوهای تکراری شکست خارج کرده و به سمت ساختارهای جدیدی هدایت میکند که در آن، فرد خود را نه یک قربانی، بلکه عاملی توانمند برای تغییر میبیند.

تا جایی که مشاهده میشود، این نگاه توانمندیمحور هنوز در بسیاری از پروتکلهای درمانی رایج، جایگاه اصلی خود را پیدا نکرده است. به همین دلیل، بسیاری از مراجعان با وجود سالها شرکت در جلسات مشاوره، همچنان احساس درجا زدن میکنند. اگر شما هم در مسیر درمان هستید اما تغییری پایدار حس نمیکنید، شاید وقت آن رسیده که رویکرد خود را تغییر دهید. روانشناسی مثبتگرا همان حلقهی مفقودهای است که به شما کمک میکند به جای تحلیل بیپایان بنبستها، پلی به سوی شکوفایی و تابآوری بسازید.
شما هم تجربه این رو داشتهاید که صحبت کردن مداوم درباره یک مشکل، حالتان را بدتر کند؟ نظر خود را کامنت کنید
رزرو وقت مشاوره با رویکرد روانشناسی مثبتگرا و شناسایی نقاط قوت امضایی: جلسه مشاوره تصویری
با هم از تحلیل بنبستها به سمت ساختن راهحلها حرکت کنیم.